پایگاه  خبری زانست

زندگی نامه شهدای کردستان

زندگی نامه شهید محمد جعفری/ فرمانده سازمان پیشمرگان مسلمان کرد شاخه دهگلان
اخلاق خوب فرمانده سازمان پیشمرگان مسلمان کرد شاخه دهگلان باعث شده بود که اتحاد و هم‌بستگی خوبی میان برادران اهل تسنن و تشیع شکل بگیرد اتحادی که به نفع نظام نوپای جمهوری اسلامی و به ضرر گروهک‌های ضدانقلاب تمام شد.

به گزارش پایگاه خبری زانست از سنندج به نقل ازخبرگزاری بسیج کردستان، شهید محمد جعفری معروف به (حه مه رابی) در سال ۱۳۳۳ در شهرستان دهگلان که در آن زمان یکی از بخش‌های بزرگ شهرستان قروه دیده به جهان گشود. تا اواسط مقطع ابتدایی به تحصیل ادامه داد. در همان سال بود که با نهضت چشمگیر حضرت امام (ره) آشنا شد و به جمع عاشقان آن رهبر فرزانه پیوست. پس از پیروزی شکوهمندانه انقلاب اسلامی و پیدایش گروهک‌های ضدانقلاب در منطقه دهگلان، به مبارزه قاطعانه با آنان برخواست.

در سال ۵۸ به عضویت سازمان پیشمرگان مسلمان کرد شاخه دهگلان در آمد. این سازمان در پی صدور فرمان تاریخی حضرت امام (ره) مبنی بر ایستادگی در مقابل گروهک‌های ضد انقلاب در سال ۱۳۵۸ تشکیل شد. به گونه‌ای که عده زیادی از مردان غیور کرد به صورت داوطلب سلاح در دست گرفتند و با عزم قاطع و استوار به مقابله با ضدانقلاب پرداختند. این سازمان وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود و بیشتر به جذب نیرو‌های بومی همت می‌گماشت.

بی نهایت ساده و بی تکبر بود؛ اخلاص عجیبی داشت؛ می‌شد خلوص و سادگی را در اعمال و رفتار او به وضوح مشاهده کرد. دلسوز بود. در آنچه که به او محول می‌گردید خیانتی روا نمی‌دید. خود را وقف انقلاب و اهداف نظام می‌دانست و از مبارزه با دشمنان اسلام و قرآن لذت می‌برد. گروهک‌های ضد انقلاب از دست او به ستوه آمده بودند و می‌خواستند به هر طریقی او را از سر راه خود بردارند و، چون در این راستا موفق نمی‌شدند خانواده او را مورد آزار قرار می‌دادند؛ به طوری که او به خاطر آن که بتواند با خیال آسوده به مبارزه با آن اشرار پلید بپردازد، خانواده خود را از دهگلان به قروه انتقال داد. نیرو‌های ضد انقلاب به حدی با او عداوت و دشمنی داشتند که او را بسیار ناجوانمردانه به شهادت رساندند و بدنش را تکه تکه کردند. از این اسناد محکم و معتبر که بتواند شقاوت و سنگدلی آن بی رحمان خود فروخته را به اثبات برساند، بسیار است.

شهید محمد جعفری نماز را وسیله‌ای برای رسیدن به شهادت می‌دانست؛ و همیشه در نماز خاضعانه از خداوند می‌خواست که شرف شهادت را نصیب او نماید. روزه داری بود که با لذت یک پیروزی و خستگی طاقت فرسای مبارزه با اشرار، افطار می‌کرد و در فرجام زندگی دنیایی خود هم، با گلوله و خون افطار ساخت که بهترین نوع روزه گشادن است. او بسیار صبور و شکیبا بود. از سختی مبارزه و جهاد احساس و ملالت نمی‌نمود. قلبی صاف و مهربان داشت. در وجودش کینه و عداوت نبود. همیشه می‌خواست که دیگران را از کار‌های بد باز دارد و به سوی کار‌های حسنه سوق دهد. بی ادعا بود و در برابر آن همه رنج و مشقتی که متحمل می‌شد، توقعی نداشت. خیر خواه دیگران بود و آن‌ها را مورد راهنمایی و ارشاد قرار می‌داد.

پس از مدتی به خاطر شایستگی و لیاقتی که از خود نشان داد به فرماندهی آن سازمان منصوب شد. در تاریخ ۵۹/۵/۸ هنگامی که به منظور بازدید از محور موچش – بلبان آباد رفته بود در روستایی به نام «هوار پان» در کمین نیرو‌های ضد انقلاب افتاد و همراه دو نفر از همرزمان دلاور خود به شهادت رسید. از شهید جعفری یک فرزند پسر و یک فرزند دختر به یادگار مانده است.

(زندگینامه شهید معظم ذبیح الله مختاری)
شهید ذبیح الله مختاری در تاریخ پنجم فروردین ماه سال یکهزار و سیصد و بیست و سه در روستای حسین آباد بخش سیاه منصور از توابع شهرستان بیجاردر دامان خانواده ای مومن چشم به عالم هستی گشود .
پدرش اسدوردی و مادرش ماه جبین نام داشت. دوران نونهالی خود را با شور و شوق مخصوص آن دوران سپری کرد و پس از آنکه به سن تحصیل رسید قدم در محیط آموزشی نهاد اما تنها به یادگیری خواندن و نوشتن بسنده کرد . او با وجود سن کمی که داشت به خوبی مشکلات معیشتی خانواده را درک کرده بود و به همین خاطر از همان دوران در حد توان خود به پدرش در انجام کارهای کشاورزی برای کسب روزی حلال کمک میکرد .
علاقه ی فراوان ذبیح الله به اسلام و تربیت یافتن در یک خانواده ی مذهبی باعث شده بود او همیشه با اشتیاق در انجام فرایض دینی مثل نماز و روزه کوشا باشد و همواره در مراسمات مذهبی بویژه ایام محرم و عزاداری های سید و سالار شهیدان که حال و هوایی خاص دارد حضوری فعال داشته باشد،. شهید مختاری قدم به بهار سرسبز جوانی گذاشته بود که خانواده گرانقدرش آستین ها را برای او بالا زده و برایش همسری شایسته انتخاب کردند . حاصل این ازدواج ۲ پسر و ۱ دختر شد.ذبیح الله مختاری که در دوران انقلاب جزو تظاهرات کنندگان بود با شرکت در راهپیمایی ها از حق و عدالت به نوبه خود دفاع می کرد پس از پیروزی انقلاب اسلامی هم دراولین فرصت به عضویت بسیج درآمد و از هیچ تلاشی برای خدمت به انقلاب و اسلام دریغ نکرد تا اینکه در تاریخ ششم تیرماه سال هزارو سیصد وپنجاه و نه در درگیری با ضد انقلاب در روستای احمد آباد تکاب به درجه رفیع شهادت نائل آمد. پیکر پاک این شهید والامقام در زادگاهش روستای میدان مظفرخان بخاک سپرده شد .

(زندگی نامه شهید علی رضایی )

پاسدار فداکار انقلاب ، شهید علی رضایی فرزند عزیز در سوم شهریور سال ۱۳۵۴ در روستای طوغان از توابع شهرستان قروه در یک خانواده مذهبی بدنیا آمد .
دوران تحصیل ابتدائی و راهنمایی را در زادگاه خود سپری نمود . سنگینی بار مسئولیت امرار معاش و کمک به وضعیت اقتصادی خانواده نیز از همان دوران نوجوانی و جوانی بر شانه های استوار این شهید عزیز مشهود بود .
برای ادامه تحصیل راهی شهر قروه شد پس از اتمام دوره متوسطه ، جهت خدمت مقدس سربازی وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گردید بدلیل ویژگی های اخلاقی و معنوی در سال ۱۳۷۹ به عضویت رسمی آن نهاد مقدس درآمد تا دوشادوش دیگر همرزمان خود ، پرچمدار ولایت علوی باشد در همان سال ۱۳۷۹ تشکیل خانواده داد که ثمره آن دو یادگار به اسامی سعیده و محمد مهدی می باشد این شهید سعید جهاد گری مخلص و رزمنده ای لایق و آراسته به زیورهای معنوی بود که از ایشان انسانی متدین ، عاشق و دلسوخته انقلاب اسلامی و رهبری ساخته بود تا بتواند قدم های استوار خود را از مرزهای کردستان تا اشنویه به تکاپو درآورد و به همرزمان و فرزندان عزیز خود درس عزت و آزادگی را بر بلندای قله های معرفت و ایثار با خون سرخ خویش به یادگاری بگذارد .
سرانجام پس از سالها خدمت صادقانه در راه تحقق اهداف مقس نظام جمهوری اسلامی در تاریخ دوم مرداد ماه سال ۹۰در مصاف با کوردلان استکبار جهانی در منطقه اشنویه به فیض عظمای شهادت نائل آمد و خود را جاودانه ساخت.

(زندگی نامه شهید محمد حاجی مرادی)

شهید محمد حاجی مرادی در روز دوم اردیبهشت ماه سال هزارو سیصد و شصت و چهار در شهرستان قروه و در خیابان ۱۲ متری فروردین در خانواده ای متدین و مذهبی دیده به جهان گشود.

پدر محمد (حاج مرتضی حاجی مرادی) از رزمندگان دوران دفاع مقدس و از پاسداران انقلاب اسلامی بود که روحیه جهادی وی از همان ابتدای کودکی محمد را با فرهنگ انقلاب آشنا نمود به گونه ای که محمد با دیدن عکس امام خمینی (ره) برای اولین بار در سه سالگی زبان به تکلم گشود و امام (ره) را بابا صدا زد.

او پس از اخذ مدرک دیپلم در شهرستان قروه با علاقه ای که به حضور در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی داشت از ادامه تحصیل در دانشگاه خودداری نمود و در پاییز سال ۸۸ وارد سپاه پاسداران شد و در ماموریت های حساسی در سال هزار و سیصد و هشتاد و نه در روستای دگاگا و هیشور حضور یافت ، شجاعت و رشادت های شهید حاجی مرادی در ماموریت های پاکسازی گروهک های ضد انقلاب اشنویه و قندیل در سال هزارو سیصد و نود مثال زدنی بود .

وی همچنین به عنوان مسئول مخابرات گردان دوم لشکر ۲۲ عملیاتی سپاه بیت المقدس به مدت ۳ سال در ارتفاعات شاهو خدمت نمود.

سرانجام شهید محمد حاجی مرادی در روز دوم تیرماه سال ۹۳و پس از درگیری با گروهک های کوردل ضد انقلاب به آرزوی قلبی خود رسید و بر فراز قله های شاهو به سوی معبود خویش پرواز کرد تا بار دیگر دشمنان این مرزو بوم دریابند که جوانان ایران اسلامی تا آخرین قطره خون خود از انقلاب و اسلام و از آرمان ها و ارزش های امام راحل دفاع خواهند نمود و پشتیبان ولایت و رهبر معظم انقلاب خواهند بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سلام دوست عزیز

شما میتوانید برترین مطالب و مقاله های علمی و سلامتی پزشکی را در پایگاه سلامت ما دنبال کنید.