صفحات تاریخ خونین کردستان پر از رشادتهای مردان و زنانی است که قهرمانانه از جان و مال برای وطن گذشتند تا دستان منافقین، ضد انقلاب و بعثی و هر اجنبی که نگاه ناپاک به این مرز و بوم دارد، قطع شود.
کنگره ۵۴۰۰ شهید کردستان/ شهدای حوزه سلامت سرزمین آلالههای خونین کردستان
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری زانست از سنندج، کردستان سرزمین مجاهدتهای خاموش، سرزمین آلالههای خونین، سرزمین رودهای خروشان که روزی مردان جنگ را در آغوش خود گرفت، سرزمین مجاهدان گمنام و سرزمین سر به داران حماسه .. افتخار بزرگی است که مردمان این منطقه همچنان شور انقلاب اسلامی را حفظ کردهاند.
کنگره ملی ۵۴۰۰ شهید استان کردستان آخر هفته جاری با حضور فرمانده کل سپاه در سنندج برگزار میشود و خبرگزاری فارس براساس رسالتی که دارد نسبت به معرفی شهدای استان اقدام کرده است.
…….
شهید فریدون کرباسی در خرداد ماه سال ۱۳۲۸ در شهرستان سنندج، در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود پدرش محیالدین و مادرش بهیه نام داشت ابتدا تحصیلاتش را تا دوره راهنمایی ادامه داد و بعداً در زمان استخدام به دیپلم بهیاری مفتخر شد در اوایل جوانی تشکیل خانواده داد که حاصل آن یک دختر بود.
شهید کرباسی بعنوان بهیار و راننده آمبولانس در بهداری شهرستان سقز استخدام شده بود و در این پست رشادتهای بسیاری از خود به نمایش گذاشت و در موقعیتهای بسیار خطرناک به کمک آسیبدیدگان میشتافت و با رساندن آنها به مراکز درمانی از مرگ حتمی نجات میداد.
وی سرانجام در سال ۵۸ در حین درگیری بین نیروهای انقلابی و افراد ضدانقلاب در داخل شهر سقز، با آمبولانس به یاری زخمی شدگان سپاهی شتافت که از طرف ضدانقلاب ناجوانمردانه مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به درجه رفیع شهادت نایل آمد. پیکر مطهر این شهید عالیقدر و فداکار در گلزار شهدای شهرستان سنندج در جوار لالههای سرخ شهادت بخاک سپرده شد.
…….
شهید رضا شکرریز فرزند حسن در روز هشتم خردادماه سال ۱۳۳۲ در شهرستان سقز در یک خانواده متدین دیده به جهان گشود. تحصیلاتش را تا پایه ششم آن زمان ادامه داد و به دلیل مشکلات مادی از ادامه تحصیل محروم ماند.
وی در شبکه بهداشت و درمان در شهر سقز به رانندگی مشغول شد و پس از سالها خدمت صادقانه سرانجام در سال ۶۱ در حین درگیری بین نیروهای سپاهی و افراد ضدانقلاب در خیابان شهدای شهرستان سقز جهت کمک و انتقال مجروحین به بیمارستان با آمبولانس عازم محل درگیری شده بود مورد اصابت رگبار گلوله ضدانقلاب قرار گرفت و به علت جراحات وارده به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
…….
شهید رشید درخشانی فرزند محمدرضا در سال ۱۳۲۲ در خانوادهای متدین در روستای نی از توابع شهرستان مریوان به دنیا آمد. وی ایام کودکی و نوجوانی خود را در دامان خانواده سپری نمود و برای کسب علم و دانش پا به مدرسه نهاد و توانست تا ششم نظام قدیم تحصیل نماید.
او سپس بنا به برخی دلایل از ادامه تحصیل ماند بنابراین از همان اول نوجوانی به کارگری مشغول شد و مخارج خود و خانواده را از این راه تأمین میکرد و پس از آن به عنوان کارمند در اداره بهداری استخدام شد.
شهید درخشانی در سن جوانی با دختر پاکدامن ازدواج نمود و ثمره این ازدواج ۲ فرزند دختر است وی برای خوشبختی و آسایش خانواده بسیار تلاش میکرد و سعی داشت آنها را به سعادت برساند و از هیچ کمبودی احساس نکنند.
در اوایل انقلاب، هنگامی که گروهکهای ضدانقلاب حاکمیت منطقه را در دست داشتند ایشان همکار جمهوری اسلامی بود و بر این اساس در سال ۵۸ در شهر مریوان با اصابت مستقیم تیر به سر و سینه توسط ضد انقلاب به شهادت رسید، پیکر مطهرش را با تشریفاتی خاص در روستای نی به خاک سپرده شد.
……
مصطفی رستمپور فرزند محمد در سال ۱۳۳۳ در شهرستان بیجار چشم به جهان گشود، پدر و مادر هر دو دلبسته پسر و شیفته هوش و ادب و پشتکارش بودند.
مصطفی در تمام دوران تحصیل چه در دبستان و چه در دبیرستان در درس و بحث ممتاز و در اخلاق و ادب سرافراز بود؛ معلم و محصل، دبیر و همکلاسی، او را دوست میداشتند.
مصطفی روحیهای لطیف و چهرهای گیرا و معصوم داشت، در رفتار و کردار، آرام، متین، محبوب، سنگین و با وقار بود.
مصطفی با موفقیت در کنکور سراسری در رشته پزشکی دانشگاه تبریز قبول شد و بعد از چند سال تحصیل در رشته جراحی قلب متخصص شد.
مدتی در بیمارستان « فیروزگر» تهران مشغول طبابت و امور جراحی قلب بود و شدیداً علاقمند به گرفتن فوق تخحصص در رشته خودش بود.
رستمپور از آنجا که رشته کار و وظیفهاش در چهارچوب کادر نیروی هوایی ارتش بود، و به عنوان سرگردی متعهد، با تخصص پزشکی، در کادر نظامی کار میکرد. مقتضای زمان و نیازهای فراوان دوران جنگ، بویژه مداوای مجروحان و جراحی آنان، او را بیشتر محدود میکرد در همین ایام بود که عراق در حملههای خانمانسور خود بر خلاف مقررات جنگ و تعهدات امور بینالمللی، از سلاحهای شیمیایی استفاده مینمود. او در یکی از این حملات در سال ۶۱ به شهادت رسید پیکر آن شهید پس از انتقال به تهران به طرز باشکوهی با حضور مقامات دولتی اعم از لشکری و کشوری و وزیر و پرسنل وزارت بهداری و تودههای انبوه مردم تهران از بیمارستان فیروزگر به مقصد بیجار تشییع شد.
مسئولان بیمارستان فیروزگر تهران به پاس خدمات آن شهید، بخش پنجم جراحی آن بیمارستان را به نام او نامگذاری کردند و لوحه آن را در سال ۶۵ نصب و پرده برداری نمودند.
……….
شهید حسن یزدانی فرزند رشید فروردینماه سال ۱۳۳۱ در روستای گرگهای ابراهیم آباد از بخش سروآباد شهرستان مریوان در خانواده ای فقیر و مذهبی کودکی متولد شد.
وی دوران کودکی خویش را در همانجا سپری کرد عدم امکانات آموزشی و فقر مالی خانواده اش باعث شد تا ایشان نتواند به مدرسه برود که بعدها در مدرسه بزرگسالان به تحصیل مشغول شد و تا پایه اول راهنمایی تحصیل نمود.
شهید یزدانی فردی متدین، صادق و نیکوکار بود و با مردم با مهربانی و عطوفت رفتار میکرد ایشان همچنین در امر کشاورزی و دامداری در حد توان به پدرش کمک میکرد. وی سپس با دختری به اسم آمنه مرادی ازدواج نمود که از حاصل این وصلت صاحب سه فرزند شد و در شبکه بهداشت مریوان به عنوان مامور مبارزه با مالاریا شروع به کار کرد و خدمات شایستهای را به هم وطنان خود ارائه نمود.
شهید دلاور که از عوارض سخت و غیرقابل جبران مریضی مالاریا میدانست.
همیشه سعی میکرد تا مردم را از این مرض آگاه سازد و به کمک آنها برود تا اینکه سرانجام در سال ۶۳ بر اثر حملات هوایی هواپیماهای رژیم بعثی عراق در شهر مریوان به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر پاک وی را در قبرستان عمومی زادگاهش به خاک سپردند.
…….
شهید حسن فتحی فرزند عبدالله سال ۱۳۱۶ در شهرستان بانه متولد شد، ایشان بعد از گذراندن دورانی از زندگی مانند سایر افراد همشهریاش زندگی متوسطی داشته که در کنار این از دیدن اوضاع مردم تجربیات زیادی را دریافته بود، که بعد از آن با ازدواجش با زینب سلیمانینژاد به زندگی خود تولدی دوباره میبخشد و در کنار ایشان هر چه بیشتر به قضایای روزگار و از جمله ظلم رژیم ستم شاهی پی میبرد.
وی در سال ۱۳۴۰ که ازدواج میکنند ثمره ازدواج ایشان ۶ پسر و یک دختر بوده است. در این ایام شهید فتحی به استخدام بیمارستان شهر بانه در میآید اما به دلیل پشتکار و شهامت و شجاعتی که داشتن کار سخت و طاقت فرسای بیمارستان ایشان را خسته نمیکرد و وقتی که از بیمارستان بر میگشت به کار لوله کشی ساختمان در منازل مردم میپرداخت.
این شهید با روحیاتی که داشت از خانوادههای بیبضاعت هیچ دستمزدی دریافت نمیکرد و حتی در فریضه خرید وسایل نیز به آنها کمک میکرد.
شهید فتحی در سال ۶۵ که شهر خالی از جمعیت و همه مردم در روستاها آواره بودند و حتی خانواده خودش در یکی از روستاهای اطراف شهرستان از ترس بمباران رژیم بعثی سکونت گزیده بودند وی برای خدمترسانی به مردم در شهر ماندند.
وی در سال ۶۵ هنگام برگشت از بیمارستان به خانه خویش متوجه بمباران هوایی هواپیماهایی رژیم بعث عراق میشود، و مورد اصابت ترکش قرار میگیرد ولی ایشان خود را به منزل رسانده ولی با این حال نیز در داخل منزل شخصی خودش جام شهادت را مینوشد، پیکر پاک شهید در گلزار شهدای بانه مدفون است.
پایگاه خبری زانست جدیدترین اخبار پزشکی سلامتی و اجتماعی فرهنگی استان کردستان و مطالب علمی
